الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
64
تفسير مجمع البيان (فارسى)
برد چون خدا فرموده : « وَ غِيضَ الْماءُ » و آب فرو رفت ، و برخى گفتهاند : زمين تنها آب خود را فرو برد و آب آسمان به صورت درياها و رودها در آمد زيرا خدا فرمود : « ابْلَعِي ماءَكِ » آب خود را فرو بر و همين معنا از ائمهء بزرگوار ما عليهم السلام نيز روايت شده است . « وَ قُضِيَ الْأَمْرُ » يعنى فرمان دربارهء هلاكت كافران بتمامى انجام شد ، و يا بگفتهء بعضى : فرمان دربارهء نجات نوح و همراهانش انجام گرديد . « وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ » يعنى كشتى بر كوه معروف به « جودى » قرار گرفت ، زجاج گفته : كوه مزبور در ناحيهء « آمد » « 1 » بوده ، و ديگرى گفته نزديك بجزيرهء موصل بوده است ، و ابو مسلم گفته : « جودى » نام هر كوه و زمين سختى است . و در كتاب « النبوة » باسناد خود از أبى بصير از امام على بن موسى بن جعفر عليهم السلام روايت كرده كه فرمود : حضرت نوح به مقدارى كه خدا ميخواست در كشتى ماند و سپس او را به حال خود گذاشت . در اينوقت خداوند بكوهها وحى فرمود كه من كشتى نوح را بر دامن يكى از شماها قرار مىدهم ، كوهها گردن كشيدند ولى كوه جودى كه در موصل بود فروتنى كرد ، و خداوند سينهء كشتى را به همان كوه زد ، نوح در اينوقت گفت : « يا ماريا اتقن » كه معناى آن به عربى چنين بود « يا رب اصلح » يعنى پروردگارا كار را اصلاح كن . و در روايت ديگرى است كه گفت : « يا رهمان اتقن » يعنى « يا رب احسن » پروردگارا نيكى كن . و برخى گفتهاند : كشتى نوح يك ماه در كوه جودى فرو رفت . « وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » و خداى تعالى فرمود : دورى بر قوم ستمكاران باد . يعنى خدا ستمكاران را از رحمت خود دور گرداند براى آنكه خود را در معرض نابودى
--> ( 1 ) - آمد - بكسر ميم - چنانچه در لغت نامه دهخدا است : نام شهرى قديم و مستحكم در شمال بين النهرين و آن با سنگهاى سياه بنا شده و شط دجله آن را چون هلالى احاطه كرده است و در قرب آن چشمههايى است كه شهر را آب ميدهد . و امروز بديار بكر معروف است ، و بضم و فتح ميم نيز آمده است .